اولین گزارش!

اولین گزارش - هفتم

خب، خیلی سریع تعدادی هدف رو برای سال جدید میلادی ردیف کردم، قبل از اینکه سال جدید برسه! (ترکیبی از کار درست و سمبلاسیون با در صد پایین!)
یکی از این هدف ها، مطالعه کتاب به صورت منظم (!) هست. تعداد کتاب هایی که باید طی یک سال بخونم رو برای خودم (به صورت کاملا رویایی!) مشخص کردم و لیستی از کتاب هایی که از قبل می خواستم بخونم (و نخونده بودم) و کتاب هایی دیگران معرفی کرده بودند رو روی کاغذ آوردم.
از روز 2 ژانویه برنامه مطالعه رو شروع کردم! چند روزی به صورت منظم (هر روز) مطالعه می کردم، اما دو یا سه روز، به دلیل مشغله (فکری) زیاد (شما بخون از سر تنبلی) برنامه مطالعه معلق شد!
اما دوباره شروع کردم. و اولین کتاب رو چند روز پیش تموم کردم! یک تیک از لیست کتاب ها، یک تیک از لیست ماهیانه و یک تیک از لیست سالیانه، زده شد. درسته یک تیک هست، اما همین خودش انگیزه می ده برای ادامه مسیر. هر چند به اندازه ادامه مسیر، مهم ایجاد عادت مطالعه روزانه به صورت مستمر هست که یک مقداری از تمرکزم روی این قسمت معطوف شده! (جمله خیلی سنگین شد!) در حال حاضر بیشترین تعداد روزی که پشت سر هم تونستم مطالعه کنم (یا همون Best Streaks) 5 روز بوده! که دارم تلاش می کنم این تعداد روز رو بالا ببرم. این مورد، کل قضیه رو تبدیل به یک بازی و رقابت می کنه که به نوعی ایجاد انگیزه می کنه برای ادامه و در نهایت کمک می کنه برای تبدیل به شدن به «عادت». و تبدیل شدن به عادت، کمک می کنه، چون یک کار (در این مورد خیلی مفید) به صورت اتوماتیک انجام می شه.
اولین کتاب، «باخ، بتهوون و باقی بروبچه ها» بود! شاید بعد در موردش نوشتم!